نور و آینه ها
با سلام . امیدوارم از مقاله ی زیر خوشتون بیاد
نور صورتی از انرژی تابشی است که با سرعت 300000 کیلومتر بر ثانیه درفضا سیر می کند.
فرایند نور:
1- موجب دیدن اجسام می شود.
2- موجب عمل غذاسازی گیاهان می شود.
3- باعث کارکردن کلیه وسایل نوری می شود.
4- موجب تغییر رنگ لباس و پارچه می شود.
برای آنکه جسمی دیده شود، باید از آن جسم نور به چشم برسد، بنابر این جسم یا باید از خودش نور تابش کند و یا نورهایی را که برآن تابیده شده است، به طرف چشم بیننده بازتاب دهد.
به همین دلیل اجسام به دو دسته تقسیم می شوند.
1- اجسام منیر یا چشمه ی نور: اجسامی که از خود نور تولید می کنند. مانند خورشید، لامپ روشن، شمع روشن، چوب در حال سوختن
2- اجسام غیر منیر: این اجسام از خود نوری تابش نمی کنند، بلکه نوری را که از چشمه های نور به آن ها تابیده است به طرف چشم، باز می گردانند، در نتیجه ما می توانیم آن ها را ببینیم.
انواع چشمه ی نور:
1- چشمه ی گسترده نور: یک شی نورانی نظیر خورشید، چراغ روشن، شعله ی شمع را چشمه ی نور گسترده می نامیم.
2- چشمه نور نقطه ای: اگر صفحه ای از مقوا را که روی آن روزنه ی کوچکی ایجاد شده است، درمقابل چراغ روشنی قراردهیم، نور چراغ پس از گذشتن از روزنه منتشر می شود و روزنه مانند یک چشمه نور کوچک عمل می کند که به آن چشمه ی نقطه ای نور می گویند.
تقسیم بندی اجسام غیر منیر از نظر عبور نور از آنها:
1- اجسام شفاف : اجسامی که نور از آن ها عبور می کند مانند شیشه – هوا – آب
2- اجسام نیمه شفاف : اجسامی که نور از آن ها عبور می کند ولی از پشت آن ها اجسام دیگر به طور واضح دیده نمی شوند. مانند شیشه های مات – کاغذ کالک
3- اجسام کدر اجسامی که نور از آن ها عبور نمی کند.مانند آجر-مقوا-چوب و ....
نور به خط راست منتشر می شود.
چند دلیل مهم برای اثبات این موضوع:
1- عبور نور از لابه لای شاخ و برگ درختان
2- تشکیل سایه
3- خورشید گرفتگی
4- ماه گرفتگی
سایه چگونه تشکیل می شود؟ اگر جسم کدری در مقابل منبع نوری قرار گیرد در پشت جسم محوطه ی تاریکی بوجود می آید که به آن سایه می گویند.
راههای تشکیل سایه :
1- تشکیل سایه به وسیله چشمه ی نقطه ای نور: در این حالت فقط سایه کامل ایجاد می شود و مرز مشخصی بین تاریکی و روشنایی وجود دارد.
نکته: قطر سایه به فاصله ی چشمه ی نور تا جسم کدر و پرده بستگی دارد.
نکته: هر گاه چشمه ی نور به جسم کدر نزدیک شود قطر سایه بزرگتر می شود و هرگاه چشمه ی نور را از جسم کدر دور کنیم قطر سایه کوچک تر می شود.
2- تشکیل سایه به وسیله چشمه ی گسترده نور: در این حالت علاوه بر سایه کامل، نیم سایه نیز دیده می شود.
- خورشید گرفتگی (کسوف): هر گاه در چرخش ماه به دور زمین و هر دو به دور خورشید، مرکز آن سه (ماه،زمین،خورشید) روی یک خط راست واقع شود به طوری که ماه در وسط باشد، ماه جلوی نور خورشید را می گیرد و سایه آن روی زمین می افتد در نتیجه کسانی که در سایه ی ماه قرار دارند خورشید را تاریک می بینند. در این صورت می گوییم، خورشید گرفتگی رخ داده است.
- ماه گرفتگی: اگر زمین بین ماه و خورشید قرار گیرد، زمین جلوی نور خورشید را می گیرد و سایه آن روی ماه می افتد و آن را تاریک می کند. در این صورت می گوییم ماه گرفتگی رخ داده است.
بازتاب نور : برگشت نور از سطح یک جسم را بازتاب می گویند.
انواع بازتاب نور:
1- بازتاب منظم: این بازتابش در سطوح بسیار صاف صورت می گیرد. در این صورت پرتوهای نور به طور موازی به سطح تابیده و به طور موازی در یک جهت بازتاب می شوند. در این نوع بازتاب همواره تصویری واضح و روشن ایجاد می شود. مانند آینه
2- بازتاب نامنظم: هرگاه یک دسته پرتو موازی نور به سطح ناهمواری برخورد کند به صورت پرتوهای غیر موازی و در جهات متفاوت بازتاب می شوند. دراین نوع بازتابش تصویر اشیاء مبهم و نامشخص است.
اصل انعکاس: در بازتاب نور از سطح یک جسم، همواره زاویه تابش و بازتاب برابرند.
نکته 1: پرتو تابش: پرتو نوری که به سطح می تابد.(I)
نکته2: پرتو بازتابش: پرتو بازگشته از سطح را می گویند.(R)
نکته3: زاویه تابش: زاویه بین پرتو تابش و خط عمود را می گویند.(i)
نکته4: زاویه بازتابش: زاویه بین پرتو بازتاب و خط عمود را گویند.(r)
نکته5: زاویه آلفا α : زاویه بین پرتو تابش و سطح آینه را گویند.
نکته6: زاویه بتا α : زوایه بین پرتو بازتاب و سطح آینه را گویند.
نکته7: زاویه تابش متمم زاویه α است.
نکته8: زاویه باز تابش متمم زاویه β است.
انواع دسته اشعه (پرتو) نورانی:
1- دسته پرتو موازی: این پرتوها همانطور که از اسمشان پیدا است با هم موازی هستند.
2- دسته پرتو همگرا: پرتوهایی هستند که در آن شعاع های نور در جهت انتشار به هم نزدیک می شوند و در یک نقطه به هم می رسند.
3- دسته پرتو واگرا: پرتوهایی که در آن شعاع های نور در جهت انتشار از هم دور می شوند.
پرتوهای حقیقی:
پرتوهای تابش و بازتابش که به چشم می رسند را پرتوهای حقیقی می گویند.
پرتوهای مجازی:
امتداد پرتوهای واگرایی که از سطح آینه بازتاب می شوند(در پشت آینه) پرتوهای مجازی گفته می شود.
تصویر حقیقی:
زمانی تشکیل می شود که پرتوهای تابش شده از یک نقطه شی پس از برخورد به آینه یا عدسی در نقطه ای دیگر به هم برسند. تصویر حقیقی بر روی پرده تشکیل می شود.
تصویر مجازی:
تصویری که پرتوهای مجازی در پشت آینه به وجود می آورند را می گویند.تصویر مجازی بر روی پرده تشکیل نمی شود.
آینه:
قطعات شیشه ای که پشت آنها نقره اندود یا جیوه اندود شده است و می توانند نور را بازتاب دهند بازتاب از سطح آینه منظم است.
ویژگی های تصویر در آینه تخت
1- تصویر مجازی
2- تصویر مستقیم
3- تصویر برگردان(وارون جانبی)
4- طول تصویر با طول جسم برابر است.
5- فاصله تصویر تا آینه با فاصله ی جسم تا آینه برابر است.
کاربرد آینه ی تخت:
1- استفاده از تصویر مستقیم آن در خانه و وسایل نقلیه
2- استفاده از آینه برای ارسال علایم مخابراتی به فاصله دور
3- استفاده از آینه ی تخت برای اندازه گیری سرعت نور و وسایل نور بازتابی (تلسکوپ بازتابی)
4- پریسکوپ: این دستگاه از لوله ای تشکیل شده که در دو طرف آن دو آینه ی تخت موازی نصب شده که هر یک از این آینه ها با محور آینه زوایه 45 درجه می سازد. هر تصویری که در یکی از این آینه ها دیده می شود در دیگری نیز مشاهده می شود.
انتقال آینه ی تخت:
هرگاه جسمی در برابر آینه ی تختی قرار گیرد، تصویر مجازی آن در آینه دیده می شود. چنانچه آینه به اندازه d جابه جا شود. تصویر به اندازه 2d نسبت به جسم جابه جا می شود.
اگر آینه ثابت باشد و جسم به اندازه d نسبت به آینه جا به جا شود تصویر نسبت به جسم به اندازه d جا به جا می شود.
سرعت انتقال تصویر:
سرعت انتقال تصویر در آینه ی تخت در حالتی که آینه ثابت باشد و جسم با سرعت V در راستای عمود بر سطح آینه حرکت کند، نسبت به مکان اولیه اش برابر V است.
در حالی که جسم ساکن باشد و آینه در راستای عمود بر سطح آینه با سرعت V حرکت کند، سرعت انتقال تصویر در آینه نسبت به مکان اولیه اش برابر 2V خواهد بود.
در حالی که جسم و آینه هر یک با سرعت V به طرف هم حرکت کنند، سرعت انتقال تصویر در آینه نسبت به مکان اولیه اش برابر 3Vخواهد بود.
تصویر در آینه های متقاطع:
هر گاه جسم روشنی در فضای بین دو آینه ی متقاطع قرار گیرد پرتوهایی از جسم به هر یک از دو آینه می تابد و دو تصویر مجازی به وجود می آورد. اگر پرتوها پس از باز تابش های متوالی به آینه برخورد کنند تصویرهای دیگری نمایان می شود. هر چه زاویه بین دوآینه α کوچکتر باشد تعداد این تصویرها بیش تر است.
نکته: در حالتی که دو آینه موازی باشند 0=α تعداد تصاویر بی نهایت زیاد است.
آینه های کروی:
الف) آینه مقعر(کاو): اگر سطح داخلی آینه بازتاب کننده باشد، به آن آینه کاو می گویند.
نکته 1: اگر یک دسته پرتو نور موازی به آینه کاو بتابد پرتوهای بازتابیده در یک نقطه به نام کانون حقیقی به هم می رسند.
کانون با حرف F نمایش داده می شود.
به فاصله کانون تا آینه، فاصله کانونی می گویند و با حرف f نمایش می دهند.
نکته2: آینه های کاو می توانند از یک جسم هم تصویر مجازی و هم تصویر حقیقی ایجاد کنند.
تشکیل تصویر حقیقی یا مجازی، بستگی به فاصله جسم از آینه های کاو دارد. هر چه جسم به آینه نزدیک تر باشد، تصویر در فاصله ای دورتر ایجاد می شود و هرچه جسم را از آینه دور کنیم تصویر به آینه نزدیک تر می شود.
ب) آینه ی کوژ: اگر سطح خارجی آینه بازتاب کننده باشد، آن را آینه ی کوژ می گویند.
نکته1: هرگاه پرتوهای نور موازی محور اصلی به آینه محدب بتابد، طوری باز می تابد که امتداد پرتوهای بازتاب از یک نقطه روی محور اصلی می گذرند. این نقطه را کانون اصلی آینه ی محدب می نامند. کانون آینه محدب مجازی است.
نکته 2: تصویر در آینه ی محدب همواره مجازی، کوچک تر از جسم و مستقیم خواهد بود.
شکست نور:
وقتی نور به جسمی می تابد، مقداری از آن نور بازتاب می شود، مقداری نیز از جسم عبور می کند،
اما جسم های شفاف مانند هوا، آب، شیشه، طلق های پلاستیکی شفاف نور را به خوبی از خود عبور می دهند.
نور در یک محیط معین در مسیر مستقیم حرکت می کند.
اگر در مسیر نور یک قطعه جسم شفاف عمود در مسیر نور قرار گیرد، مسیر نور در هنگام عبور از جسم هم چنان مستقیم خواهد بود.
اما اگر نور در مسیر خود، با زوایه ای دیگر به یک جسم شفاف (مثلا شیشه) برخورد کند، هنگام ورود به شیشه مسیر حرکتش مقداری کج می شود. به این پدیده شکست نور می گویند.
نور در یک محیط معین، به صورت مستقیم و با سرعت ثابت حرکت می کند، هرگاه محیط تغییر کند، سرعت نور نیز تغییر کرده و نور منحرف می شود و در مسیر جدید به خط راست حرکت می کند.
تغییر مسیر پرتو نور به هنگام عبور از یک محیط شفاف به محیط شفاف دیگر را شکست نور می گویند.
زاویه تابش: زاویه ای بین پرتو تابش و خط عمود (i)
زاویه شکست: زاویه ای بین پرتو شکست و خط عمود (r)
رابطه ی زاویه تابش و زاویه ی شکست:
1- اگر پرتو تابش عمود بر سطح مشترک بین دو محیط باشد،(یعنی زاویه آن با خط عمود برابر صفر باشد) در این صورت نور بدون شکست وارد محیط دوم شده و منحرف نمی شود.
2- اگر پرتو تابش از محیط رقیق وارد محیط غلیظ شود در این حالت پرتو شکست به خط عمود نزدیک می شود یعنی زاویه شکست از زاویه ی تابش کوچک تر می شود.
3- اگر پرتو تابش از محیط غلیظ وارد محیط رقیق شود، در این حالت پرتو شکست از خط عمود دورتر می شود و زاویه ی شکست از زاویه ی تابش بزرگ تر می شود.
علت شکست نور:
علت شکست نور، متفاوت بودن سرعت نور در محیط های مختلف است. سرعت نور در خلا یا هوا در حدود است اما وقتیکه وارد آب می شود، سرعت آن به حدود کیلومتر بر ثانیه می رسد. سرعت نور در شیشه(که غلیظ تر از آب است) کم تر و در حدود است. این تفاوت سرعت نور سبب می شود که راستای پرتوهای نور هنگام عبور از یک محیط به محیط دیگر، شکسته شود و پدیده شکست نور اتفاق بیفتد.
عمق ظاهری، عمق واقعی:
هنگامی که از هوا به جسمی در داخل آب نگاه کنیم آن جسم به سطح آب نزدیکتر و وقتی از داخل آب به جسمی در هوا نگاه کنیم، دورتر به نظر می رسد. وقتی نور به طور مایل از یک محیط شفاف وارد محیط شفاف دیگر می شود، در مرز مشترک دو محیط، تغییر می دهد(شکسته می شود) همین عامل سبب بالاتر دیده شدن جسم نسبت به سطح واقعی گردد.
منشور:
قطعه ای مثلثی شکل است که از یک ماده شفاف مثل شیشه یا پلاستیک های بی رنگ ساخته می شود. وقتی پرتوهای نور به یکی از دیواره های منشور برخورد می کند و به آن وارد می شود، در اثر پدیده ی شکست مسیرش تغییر می کند. این پرتو هنگام خروج از دیواره ی دیگر منشور نیز، دچار تغییر می شود.
آزمایش نیوتن:
هرگاه شعاع نور سفیدی بر یک وجه منشور شیشه ای که قاعده ی آن به شکل مثلث است بتابانیم، نور سفید تجزیه شده و پرتوهای خروجی از منشور بر روی پرده طیف رنگینی از هفت رنگ قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش را تشکیل می دهد. علت این پدیده آن است که میزان شکست نورهای رنگی مختلف، با هم یکسان نیست. هرگاه نور سفید وارد منشور شود، تغییر مسیر رنگ های تشکیل دهنده ی نور سفید از قرمز تا بنفش بیش تر شده و به هنگام خروج از منشور رنگ های مختلف نور سفید از یکدیگر جدا می شوند.
جداسازی رنگ های نور سفید به وسیله ی منشور را پاشیدگی نور (پاشیده شدن) می گویند.
به مجموعه نورهای رنگی که از پاشیده شدن نور در منشور به وجود می آید طیف نور گفته می شود.
عدسی ها:
اگر دو منشور را مطابق شکل های مقابل به هم بچسبانیم و سطح آن ها را به صورت خمیده تراش دهیم، عدسی به وجود می آید.
عدسی ها مانند منشور می تواند جهت پرتوهای نور را تغییر دهد، همین امر سبب می شود اجسام از پشت عدسی به صورتهای مختلف دیده شوند.
انواع عدسی:
1- عدسی همگرا(محدب یا کوژ) ضخامت وسط این عدسی بیش تر از ضخامت کناره های آن است.
این نوع عدسی پرتوهای نور موازی را شکسته و در یک نقطه متمرکز می کند یا به عبارت دیگر پرتوهای نور را به یکدیگر نزدیک می کند.
2- عدسی واگرا (مقعر یا کاو) ضخامت وسط این عدسی کم تر از ضخامت کناره های آن است.
این نوع عدسی پرتوهای نور موازی را شکسته و آنها را واگرا می نماید به عبارت دیگر پرتوهای نور را از یکدیگر دور می کند.
عدسی همگرا:
این نقطه کانون عدسی(ذره بین)است. اگر فاصله ی بین عدسی تا صفحه ی کاغذ را اندازه بگیرید، این فاصله را فاصله کانونی عدسی گویند.
هرگاه یک دسته پرتو نور موازی با محور اصلی به عدسی همگرا بتابد پس از عبور از عدسی شکسته شده و پرتوها در یک نقطه یکدیگر را قطع می کنند. این نقطه کانون اصلی عدسی بوده و با F نمایش داده می شود.
فاصله ی بین کانون و مرکز نوری عدسی را فاصله ی کانونی عدسی می گویند و با علامت (f) نمایش می دهند.
نکته: عدسی های همگرا هم تصویر حقیقی و هم تصویر مجازی ایجاد می کنند.
ویژگی های تصویر در عدسی همگرا بستگی به فاصله شی از عدسی و فاصله ی کانونی دارد.
عدسی واگرا:
هر گاه پرتوهایی موازی محور اصلی به عدسی واگرا بتابد پس از شکست و عبور از عدسی طوری از هم دور می شوند که امتداد آن ها از یک نقطه روی محور اصلی بگذرند. این نقطه را کانون عدسی واگرا می نامند.
نکته: عدسی ها واگرا همواره تصویری مجازی، مستقیم، کوچک تر از جسم و نزدیک تر(در همان طرف شی) ایجاد می کند.
نظرات ()با سلام
امروز می خوایم از وبلاگ خانه نجوم بروجن واستون یه مطلب بذارم
گفتم خانه نجوم بروجن
وبلاگی به شدت سرعت نور ضرب در تعداد ستاره های آسمون + تموم موهای افراد کره زمین جالبه حتما یه سری بزنین . در مورد نجومه. ما که خوشمون اومده به تمام عیار !
البته با کسب اجازه از مدیر وبلاگ و آقا حسین زینلیان بروجنی نویسنده
حتما سر بزنین
ولی اگه خواستین نظر بدین حتما به وبلاگ آسمان بروجن بدین چون زحمت تهیشو ما نکشیدیم آقایان محترم لطف کردند
ما هم چون دیدیم خیلی جالب و علمیه واستون یه کوچولوشا گذاشتیم(به قول بروجنی ها: هشتیمش)
http://boroujennojum.blogfa.com/
http://boroujennojum.blogfa.com/
http://boroujennojum.blogfa.com/
http://boroujennojum.blogfa.com/
http://boroujennojum.blogfa.com/
خوب دیگه بریم سره مقاله:
مختصات جغرافیایی
از آنجا که در بیشتر موارد می توانیم کره زمین را مانند یک کره کامل فرض نماییم, برای تعیین موقعیت یک نقطه روی کره زمین, از عرض و طول جغرافیایی استفاده می کنیم.
دوایر فرضی را که از استوا تا قطب روی کره زمین قابل تصورند, مدار می نامیم. نقاط واقع روی هر مدار دارای عرض جغرافیایی مساوی هستند. بنابراین عرض جغرافیایی از صفر درجه در استوا تا 90 درجه در قطبین تغییر می کند. در نیمکره شمالی, عرض جغرافیایی شمالی, و در نیمکره جنوبی, جنوبی است. مثلا اگر عرض جغرافیایی نقطه ای روی کره زمین 35 درجه شمالی باشد, یعنی روی مدار 35 درجه در نیمکره شمالی قرار گرفته است.
دوایر فرضی را که از دو قطب زمین می گذرند, نصف النهار می نامیم. با فرض نصف النهاری که از رصدخانه گرینویچ -که در نزدیکی شهر لندن است - می گذرد, به عنوان نصف النهار مبدا, زاویه ای که هر نصف النهار دیگری با این نصف النهار می سازد, طول جغرافیایی می نامیم. همه نقاط واقع بر یک نصف النهار از طول جغرافیایی مساوی برخوردارند. طول جغرافیایی از گرینویچ به طرف شرق, شرقی و به طرف غرب, غربی است. مقدار طول جغرافیایی از صفر برای نصف النهار مبدا تا 180 به طرف شرق, و تا 180 درجه به طرف غرب, در حال تغییر است. هنگامیکه می گوییم طول یک نقطه 51 درجه شرقی است, یعنی در نیمکره شرقی گرینویچ واقع شده و نصف النهاری که از آن نقطه می گذرد با نصف النهار مبدا زاویه 51 درجه می سازد.
معمولا عرض و طول جغرافیایی برحسب درجه سپس دقیق و ثانیه بیان می شوند. هر دقیقه یک شصتم درجه و هر ثانیه یک شصتم دقیقه است. عرض جغرافیایی با حرف لاتین (j) و طول جغرافیایی با (l) مشخص می شوند.
دستگاه مختصات افقی
همانطور که لازم است برای مشخص نمودن یک نقطه روی کره زمین از عرض و طول جغرافیایی استفاده کنیم, باید بتوانیم موقعیت هر جرم سماوی را نیز در یک دستگاه مختصات مشخص نماییم. یکی از ساده ترین این دستگاه ها دستگاه مختصات افقی است.
در این دستگاه هر جسم با دو مؤلفه سمت و ارتفاع, مشخص می شود. برای تعریف این دو مؤلفه باید فرض کنیم که ما در مرکز یک دایره قرار گرفته ایم و افقی که در اطراف ما گسترده شده است, دایره ای است که از شمال شروع می شود و از مشرق به جنوب, سپس به غرب گسترش می یابد. همچنین فضای بالای سر ما مانند یک نیم کره است که ما در مرکز آن ایستاده ایم. هر جرم سماوی را که در آسمان فرض کنیم, مشخص کننده نقطه ای از آن نیم کره فرضی است. بالاترین نقطه این نیم کره را سمت الراس می نامیم.
زاویه سمت که با (A) نمایش داده می شود, نشانگر اینست که نقطه مورد نظر چند درجه با شمال فاصله دارد. مقدار زاویه سمت بین 0 تا 360 درجه از طرف شمال به مشرق اندازه گیری می شود. بنابراین زاویه سمت مشرق, 90 درجه و زاویه سمت جنوب 180 درجه و زاویه سمت مغرب 270 درجه فرض می شود. زاویه ارتفاع که با (a) نمایش داده می شود, زاویه ای است که اگر از سمت الراس کمانی به طرف نقطه مورد نظر سپس به افق بکشیم, نقطه مورد نظر با افق تشکیل می دهد. ارتفاع اشیایی که در افق هستند, صفر و ارتفاع سمت الراس 90 درجه است. بنابراین اگر مثلا ماه در سمت 250 درجه و ارتفاع 10 درجه قرار گرفته باشد, در ناحیه جنوب غربی قرار گرفته و برای رؤیت آن باید, 10 درجه سر خود را بالا ببریم.
اگر در حرکت وضعی زمین که از جهت غرب به شرق, انجام می شود, قدری تامل نماییم, متوجه می شویم که تمامی اجرام سماوی از شرق طلوع می کنند و هنگامی که به نصف النهار ناظر (نصف النهاری که از نقطه ای که ناظر در آن ایستاده است, می گذرد) می رسند, حداکثر ارتفاع خود را پیدا می کنند و مجددا در نیمه دوم مسیر خود, رفته رفته ارتفاع خود را از دست داده و در سمت غرب, غروب می نمایند. از همین رو است که در ظهر شرعی خورشید حداکثر ارتفاع را دارد و دقیقا در جهت جنوب (برای مثل شهر قم) یا شمال (برای دروبان در آفریقای جنوبی) روی نصف النهار ناظر قرار می گیرد.
دستگاه مختصات استوایی
علیرغم سهولت درک دستگاه مختصات افقی, این دستگاه کاملا به موقعیت ناظر روی کره زمین بستگی دارد. مثلا اگر برای کسی که در شهر قم ایستاده است, ارتفاع خورشید در این لحظه 50 درجه باشد, برای کسی که در تهران به خورشید نگاه کند, این ارتفاع اندکی بیشتر (51 درجه) یا کمتر(49 درجه) است. بنابراین نمی توان از این دستگاه برای مشخص نمودن محل ستارگان, بدون در نظر گرفتن موقعیت ناظر, بهره گرفت. برای این کار از دستگاه های دیگر مختصات استفاده می شود. یکی از این دستگاه ها دستگاه مختصات استوایی است.
اگر عالم را مانند یک کره بزرگ فرض نماییم که ما در مرکز کره قرار گرفته ایم و ستارگان و سیاره ها بر روی سطح کره پراکنده شده اند, بهتر می توانیم این دستگاه مختصات را درک کنیم. اینکه ستارگان با فواصل متفاوتی از ما در آسمان قرار گرفته اند, ولی اگر روی سطح کره فرض شوند, همه یک فاصله با ما خواهند داشت, اشکال بجایی نیست, زیرا به خاطر فواصل بسیار دور اجرام سماوی, می توانیم فاصله همه آنها را بینهایت فیزیکی فرض کنیم.
با تصور این کره سماوی فرض کنید می خواهیم موقعیت یک ستاره را روی کره مشخص کنیم. برای این کار دقیقا همان کاری را انجام می دهیم که در مورد مشخص نمودن یک نقطه روی کره زمین توسط عرض و طول جغرافیایی انجام می دادیم. با این تفاوت که فاصله زاویه ای آن نقطه با استوای سماوی(دایره عظیمه ای که از امتداد استوای زمین روی کره سماوی ایجاد می شود) را میل آن نقطه می نامیم که با حرف لاتین (d) مشخص می گردد. به جای نصف النهار گرینویچ در اینجا ابتدای برج حَمَل (نقطه آغاز اعتدال بهاری) را در آسمان به عنوان مبدا قرار می دهیم. از مبدا به طرف شرق حرکت می کنیم تا به نقطه مورد نظرمان برسیم, کمانی که در این بین قرار می گیرد, زاویه بُعد می نامیم و آن را با (a) نشان می دهیم.
زاویه میل با درجه بین 0 و 90 درجه مشخص می شود و برای شمال استوای سماوی به طرف قطب شمال سماوی مثبت و در جهت قطب جنوب سماوی منفی است. ولی زاویه بُعد که بین 0 تا 360 درجه در حال تغییر است, با ساعت و دقیقه و ثانیه نمایش داده می شود. کل 360 درجه در 24 ساعت نمایش داده می شود که هر ساعت مبین 15 درجه قوسی است. مثلا وقتی گفته می شود که شعرای یمانی پر نور ترین ستاره آسمان با قدر 6/1 واقع در صورت فلکی کلب اکبر, در مختصات (? 17- = d و 6 ساعت و 40 دقیقه = a ) قرار گرفته است, یعنی این ستاره 17 درجه پایین تر از استوای سماوی است و در موقعیت 100 درجه از اعتدال بهاری به سمت مشرق قرار گرفته است. موقعیت این ستاره صرف در این دستگاه مختصات, صرف نظر از موقعیت ناظر, ثابت است.
دستگاه مختصات دایره البروجی
چنانچه می دانید محور زمین که به دور آن حرکت وضعی انجام می دهد, روی مدار زمین به دور خورشید, بصورت عمودی قرار نگرفته است. این محور زاویه ای حدود 23 درجه و 27 دقیقه با حالت عمودی خود می سازد. همین زاویه باعث می شود که فصل های مختلف, پدید بیاید. بنابراین ما به عنوان ناظر زمینی چنین می پنداریم که خورشید به جای این که همواره به صورت عمودی به طرف ما بتابد, با زاویه میلی بین 23 درجه و 27 دقیقه جنوبی و 23 درجه و 27 دقیقه شمالی در آسمان تغییر مکان می دهد (23:27+< d < 23:27-). از دید ناظر زمینی خورشید در طی مسیر خود بین ستارگان, مداری را طی می کند که با استوای سماوی زاویه مزبور را تشکیل می دهد (23:27e = ). به مدار حرکت خورشید در آسمان دایره البروج گفته می شود. در آسمان دوازده صورت فلکی مشخص کننده دایره البروج هستند که در حقیقت خورشید در یک سال شمسی از میان هریک از این صور فلکی عبور می کند. این صور فلکی که ابداع اسامی آنها به بیش از 2000 سال قبل می رسد, هرکدام مشخص کننده یک برج(یا به تعبیر امروزی ماه) از سال شمسی هستند. مثلا هنگامی که خورشید به صورت فلکی حمل وارد می شود, ما در برج حمل که معادل فروردین ماه است, وارد می شویم و وقتی وارد عقرب می شود, ما در آبان ماه قرار گرفته ایم. در ادامه به توضیح بیشتری در مورد دایره البروج خواهیم پرداخت, ذکر این مقدمه در اینجا به خاطر کمک به درک دستگاه مختصات دایره البروجی است.
تفاوت این دستگاه با دستگاه استوایی آن است که به جای ملاک قرار دادن استوای سماوی در کره سماوی, دایره البروج را مبدا قرار می دهیم.
در این دستگاه از دو مشخصه عرض که با حرف لاتین (b) نمایش داده می شود و طول که با (l) نمایش داده می شود, استفاده می کنیم. عرض هر نقطه مبین فاصله زاویه این آن از دایره البروج است و بین 0 و 90 درجه شمالی (مثبت) و جنوبی (منفی) در حال تغییر است. طول هر نقطه نیز فاصله زاویه ای از اعتدال بهاری است, ولی در اینجا بجای امتداد استوای سماوی از امتداد دایره البروج استفاده می کنیم. مقدار طول بین 0 تا 360 درجه از شرق به طرف غرب اندازه گیری می شود.
چنانچه در تعریف این دستگاه گذشت, عرض خورشید در این دستگاه همواره صفر است (0 = b) و طول آن متناظر با یک سال شمسی از صفر تا 360 درجه تغییر می کند. اول بهار طول دایره البروجی خورشید, صفر است, در اول تابستان 90 درجه و در ابتدای پاییز, 180 درجه و در شروع زمستان 270 درجه می باشد.
اجزای منظومه شمسی شامل سیارات و اقمار آنها نیز با اختلاف کمی در دایره البروج حرکت می کنند. مثلا ماه با عرض دایره البروجی حداکثر 5 درجه شمالی یا جنوبی رصد می شود (5+ < b <5-). بنابراین این دستگاه مختصات برای مطالعه اجزای منظومه شمسی, دستگاه خوبی است.
منبع:
http://boroujennojum.blogfa.com/
نظرات ()پیام تبریک
خانم ها
مریم آرام و مینا تقیزاده (ریاضی)
بهاره میرزایی (نجوم)
غزل فولادی ( کامپیوتر)
موفقیت شما را در قبولی الپیاد های کشوری را به شما تبریک می گوییم//
دانش آموزان مدرسه نمونه مجتهده امین

نظرات ()پس از اختراع لیزر در سال ۱۹۶۰ میلادی، ایده بکارگیری فیبر نوری برای انتقال اطلاعات شکل گرفت. خبر ساخت اولین فیبر نوری در سال ۱۹۶۶ همزمان در انگلیس و فرانسه با تضعیفی ۱۰۰۰ db/km اعلام شد که عملا در انتقال اطلاعات مخابراتی قابل استفاده نبود تا اینکه در سال ۱۹۷۶ با کوشش فراوان پژوهندگان، تلفات فیبر نوری تولیدی شدیدآ کاهش داده شد و به مقداری رسید که قابل ملاحظه با سیمهای هممحور بکاررفته در شبکه مخابرات بود. فیبر نوری از پالسهای نور برای انتقال دادهها از طریق تارهای سیلکون بهره میگیرد. یک کابل فیبر نوری که کمتر از یک اینچ قطر دارد میتواند صدها هزار مکالمهٔ صوتی را حمل کند . فیبرهای نوری تجاری ظرفیت ۲٫۵ گیگابایت در ثانیه تا ۱۰ گیگابایت در ثانیه را فراهم میسازند . فیبر نوری از چندین لایه ساخته میشود. درونیترین لایه را هسته مینامند. هسته شامل یک تار کاملاً بازتاب کننده از شیشه خالص (معمولاً) است. هسته در بعضی از کابلها از پلاستیک کا ملاً بازتابنده ساخته میشود، که هزینه ساخت را پایین میآورد. با این حال، یک هسته پلاستیکی معمولاً کیفیت شیشه را ندارد و بیشتر برای حمل دادهها در فواصل کوتاه به کار میرود. حول هسته بخش پوسته قرار دارد، که از شیشه یا پلاستیک ساخته میشود. هسته و پوسته به همراه هم یک رابط بازتابنده را تشکیل میدهند که با عث میشود که نور در هسته تا بیده شود تا از سطحی به طرف مرکز هسته باز تابیده شود که در آن دو ماده به هم میرسند. این عمل بازتاب نور به مرکز هسته را (بازتاب داخلی کلی) مینامند. قطر هسته و پوسته با هم حدود ۱۲۵ میکرون است (هر میکرون معادل یک میلیونیم متر است)، که در حدود اندازه یک تار موی انسان است. بسته به سازنده، حول پوسته چند لایه محافظ، شامل یک پوشش قرار میگیرد.
یک پوشش محافظ پلاستکی سخت لایه بیرونی را تشکیل میدهد. این لایه کل کابل را در خود نگه میدارد، که میتواند صدها فیبر نوری مختلف را در بر بگیرد. قطر یک کابل نمونه کمتر از یک اینچ است .
از لحاظ کلی، دو نوع فیبر وجود دارد: تک حالتی و چند حالتی. فیبر تک حالتی یک سیگنال نوری را در هر زمان انتشار میدهد، در حالی که فیبر چند حالتی میتواند صدها حالت نور را به طور همزمان انتقال بدهد .
در ایران در اوایل دهه ۶۰، فعالیتهای پژوهشی در زمینه فیبر نوری در پژوهشگاه، برپایی مجتمع تولید فیبر نوری در پونک تهران را درپی داشت و عملا در سال ۱۳۷۳ تولید فیبر نوری با ظرفیت ۵۰٫۰۰۰ کیلومتر در سال در ایران آغاز شد. فعالیت استفاده از کابلهای نوری در دیگر شهرهای بزرگ ایران آغاز شد تا در آینده نزدیک از طریق یک شبکه ملی مخابرات نوری به هم بپیوندند. اولین پروژه فیبرنوری با اجرای ۷۰۰ کیلومتر کابل با ۱۳ هزار کانال بین چندین مسیر با هزینهای بالغ بر ۴۰ میلیارد ریال بین سالهای ۶۹ تا ۷۳ انجام شد. در برنامه دوم توسعه پروژه فیبرنوری با ۱۱۶۰۰ کیلومتر کابل با ۶۲۰ هزار کانال بین شهری با هزینه ۶۵۴ میلیارد ریال در سالهای ۷۴ تا ۷۸ به انجام رسید و نهایتا در برنامه سوم توسعه ۱۷۸۵۰ کیلومتر تا ۲ میلیون کانال با پروتکشن بین شهرهای کشور با هزینهای بالغ بر ۱۰۳۵ میلیارد در سالهای ۷۹ تا ۸۳ اجرا شد.
فیبرنوری یک موجبر استوانهای از جنس شیشه یا پلاستیک است که دو ناحیه مغزی و غلاف با ضریب شکست متفاوت و دو لایه پوششی اولیه و ثانویه پلاستیکی تشکیل شدهاست. برپایه قانون اسنل برای انتشار نور در فیبر نوری شرط: میبایست برقرار باشد که به ترتیب ضریب شکستهای مغزی و غلاف هستند. انتشار نور تحت تأثیر عواملی ذاتی و اکتسابی دچار تضعیف میشود. این عوامل عمدتآ ناشی از جذب فرابنفش، جذب فروسرخ، پراکندگی رایلی، خمش و فشارهای مکانیکی بر آنها هستند.
سیستمهای مخابرات فیبر نوری
گسترش ارتباطات و راحتی انتقال اطلاعات از طریق سیستمهای انتقال و مخابرات فیبر نوری یکی از پر اهمیتترین موارد مورد بحث در جهان امروز است. سرعت دقت و تسهیل از مهمترین ویژگیهای مخابرات فیبر نوری میباشد. یکی از پر اهمیتترین موارد استفاده از مخابرات فیبر نوری آسانی انتقال در فرستادن سیگنالهای حامل اطلاعات دیجیتالی است که قابلیت تقسیم بندی در حوزه زمانی را دارا میباشد. این به این معنی است که مخابرات دیجیتال تامین کننده پتانسیل کافی برای استفاده از امکانات مخابره اطلاعات در پکیجهای کوچک انتقال در حوزه زمانی است.برای مثال عملکرد مخابرات فیبر نوری با توانایی ۲۰ مگا هرتز با داشتن پهنای باند ۲۰ کیلو هرتز دارای گنجایش اطلاعاتی ۰٫۱٪ میباشد. امروزه انتقال سیگنالها به وسیله امواج نوری به همراه تکنیکهای وابسته به انتقال شهرت و آوازه سیستمهای انتقال ماهوارهای را به شدت مورد تهدید قرار دادهاست. دیر زمانی ست که این مطلب که نور میتواند برای انتقال اطلاعات مورد استفاده قرار گیرد به اثبات رسیدهاست و بشر امروزه توانستهاست که از سرعت فوق العاده آن به بهترین وجه استفاده کند. در سال ۱۸۸۰ میلادی الکساندر گراهام بل ۴ سال بعد از اختراع تلفن موفق به اخذ امتیاز نامه خود در زمینه مخابرات امواج نوری برای دستگاه خود با عنوان فوتو تلفن گردید. در ۱۵ سال اخیر با پیشرفت لیزر به عنوان یک منبع نور بسیار قدرتمند و خطوط انتقال فیبرهای نوری فاکتورهای جدیدی از تکنولوژی و تجارت بهتر را برای انسان به ارمغان آوردهاست. مخابرات فیبر نوری ابتدا به عنوان یک مخابرات از راه دور قرار دادی تلقی میشد که در آن امواج نوری به عنوان حامل یک یا چند واسطه انتقال استفاده میشد. با وجود آنکه امواج نوری حامل سیگنالهای آنالوگ بودند اما سیگنالهای نوری همچنان به عنوان سیستم مخابرات دیجیتال بدون تغییر باقی ماندهاست. از دلایل این امر میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ۱)تکنیکهای مخابرات در سیستمهای جدید مورد استفاده قرار میگرفت ۲)سیستمهای جدید با بالاترین تلنولوژی برای داشتن بیشترین گنجایش کارآمدی سرعت و دقت طراحی شده بود. ۳)انتقال به کمک خطوط نوری امکان استفاده از تکنیکهای دیجیتال را فراهم میساخت. این مطلب نیاز انسان را به دسترسی به مخابره اطلاعات رابه صورت بیت به بیت پاسخگو بود
طراحان فیبرهای نسل سوم، فیبرهایی را مد نظر داشتند که دارای کمترین تلفات و پاشندگی باشند. برای دستیابی به این نوع فیبرها، محققین از حداقل تلفات در طول موج 1550 نانومتر و از حداقل پاشندگی در طول موج 1310 نانومتر بهره جستند و فیبری را طراحی کردند که دارای ساختار نسبتاً پیچیدهتری بود. در عمل با تغییراتی در پروفایل ضریب شکست فیبرهای تک مد از نسل دوم، که حداقل پاشندگی آن در محدوده 1.3 میکرون قرار داشت، به محدوده 1.55 میکرون انتقال داده شد و بدین ترتیب فیبر نوری با ماهیت متفاوتی موسوم به فیبر دی.اس.اف ساخته شد.
1. کاربرد در حسگرها: استفاده از حسگرهای فیبر نوری برای اندازهگیری کمیتهای فیزیکی مانند جریان الکتریکی، میدان مغناطیسی، فشار، حرارت، جابجایی، آلودگی آبهای دریا، سطح مایعات، تشعشعات پرتوهای گاما و ایکس در سالهای اخیر شروع شدهاست. در این نوع حسگرها، از فیبر نوری به عنوان عنصر اصلی حسگر بهرهگیری میشود بدین ترتیب که ویژگیهای فیبر تحت میدان کمیت مورد اندازهگیری تغییر یافته و با اندازه شدت کمیت تأثیرپذیر میشود.
2. کاربردهای نظامی: فیبر نوری کاربردهای بیشماری در صنایع دفاع دارد که از آن جمله میتوان برقراری ارتباط و کنترل با آنتن رادار، کنترل و هدایت موشکها، ارتباط زیردریاییها (هیدروفون) را نام برد.
3. کاربردهای پزشکی: فیبرنوری در تشخیص بیماریها و آزمایشهای گوناگون در پزشکی کاربرد فراوان دارد که از آن جمله میتوان دُزیمتری غدد سرطانی، شناسایی نارساییهای داخلی بدن، جراحی لیزری، استفاده در دندانپزشکی و اندازهگیری مایعات و خون نام برد.
1. کاربرد فیبر نوری در سیستم های روشنایی :از جمله کاربردهای فیبر نوری که در اواخر قرن بیستم بعنوان یک فناوری روشنایی متداول شده ودر چند سال قرن اخیر توسعه ورشد فراوانی پیدا کرده است کاربرد آن درسیستم های روشنایی است. دراین فناوری نور از منبع نوری که میتواند نور مصنوعی (نورلامپهای الکتریکی)ویا نور طبیعی (نور خورشید)باشد وارد فیبر نوری شده وازاین طریق به محل مصرف منتقل میشود.به این ترتیب نوربه هرنقطه ای که درجهت تابش مستقیم آن نمی باشد منتقل میشود .امتیاز این نور که موجبات رشد سریع بکارگیری وتوجه زیاد به این فناوری شده است این است که فاقد الکتریسیته گرما وتشعشعات خطرناک ماورائ بنفش بوده(نور خالص وبی خطر)و دیگر اینکه بااین فناوری میشود نور روز(بدون گرما واشعه های ماورائ بنفش)راهم به داخل ساختمانهاو نقاط غیر قابل دسترسی به نور خورشید منتقل کرد.
برای اطلاعات بیشتر در مورد فیبرهای نوری وکاربردآن درسیستم های روشنایی به سایت انجمن فیبر نوری به ادرس www.thefoa.org/tech ونیز کتاب : fiber optic lighting a guide for specifiers نوشته Russel L Deveau مراجعه کنید.
برای تولید فیبر نوری، نخست ساختار آن در یک میله شیشهای موسوم به پیشسازه از جنس سیلیکا ایجاد میگردد و سپس در یک فرایند جداگانه این میله کشیده شده تبدیل به فیبر میشود. از سال ۱۹۷۰ روشهای متعددی برای ساخت انواع پیشسازهها به کار رفتهاست که اغلب آنها بر مبنای رسوبدهی لایههای شیشهای در داخل یک لوله به عنوان پایه قرار دارند.
روشهای فرآیند فاز بخار برای ساخت پیشسازه فیبر نوری را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
1. مراحل صیقل گرمایشی: پس از نصب لوله با عبور گازهای کلر و اکسیژن، در دمای بالاتر از ۱۸۰۰ درجه سلسیوس لوله صیقل داده میشود تا بخار آب موجود در جدار درونی لوله از آن خارج شود.
2. مرحله اچینگ: در این مرحله با عبور گازهای کلر، اکسیژن و فرئون لایه سطحی جدار داخلی لوله پایه خورده میشود تا ناهمواریها و ترکهای سطحی بر روی جدار داخلی لوله از بین بروند.
3. لایهنشانی ناحیه غلاف: در مرحله لایهنشانی غلاف، ماده تتراکلرید سیلیسیوم و اکسی کلرید فسفریل به حالت بخار به همراه گازهای [[هلیموارد لوله شیشهای میشوند و در حالتی که مشعل اکسی هیدروژن با سرعت تقریبی ۱۲۰ تا ۲۰۰ میلیمتر در دقیقه در طول لوله حرکت میکند و دمایی بالاتر از ۱۹۰۰ درجه سلسیوس ایجاد میکند، واکنشهای شیمیایی زیر به دست میآیند.
ذرات شیشهای حاصل از واکنشهای فوق به علت پدیده ترموفرسیس کمی جلوتر از ناحیه داغ پرتاب شده و بر روی جداره داخلی رسوب میکنند و با رسیدن مشعل به این ذرات رسوبی حرارت کافی به آنها اعمال میشود به طوری که تمامی ذرات رسوبی شفاف میگردند و به جدار داخلی لوله چسبیده و یکنواخت میشوند. بدین ترتیب لایههای شیشهای مطابق با طراحی با ترکیب در داخل لوله ایجاد میگردند و در نهایت ناحیه غلاف را تشکیل میدهند.
ویکیپدیا
نظرات ()با عرض سلام به شما عزیزای گل .
امرو میخواشتم یه نکاتی رو برای شما بنویسم
اگه یکی به قلم شما اعتماد کرد و به شما دعوت نویسندگی داد و شمارو جز نویسنده های وبلاگش قرار داد اون وقت شما چه کار می کنید؟
خوب لابد میگید اگه دوست داشتم قبول میکردم
حالا فرض کنید شما جای مدیر اون وبلاگ بودین
خوب می دونین باید چه کارکنیبد؟
خوب از اینکه قبول کرده تشکر می کنیم
ولی خیلی زشته که اگه جز نویسنده های یه وبلاگی باشید که ماله خودتون نباشه وبعدش یه متنی رو بنویسین و آخرش اسم وبلاگ خودتون و عنوان شو بنویسین
شاید مدیر وبلاگ خوشش نیومد.این جا وبلاگه نه محل تبلیغ برای وبلاگ خودتون
اجازه بدین مدیر وبلاگ خودش ازتون نام ببره و قدر دانی کنه. اوگر نه ارزش کار خودتون از بین می ره و در ضمن مدیر وبلاگ دیگه به شما اعتماد نمی کنه
البته اینارو گفتم که با فرهنگ وبلاگ نویسی
نظرات ()سلام
مااین مطلبو از وبلاگ کهنه درخت اینجا اوردیم امیدواریم ازش خوشتون بیاد
نظر بدین
نویسنده : مهـــــــــران
یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا!
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد. دیروز یکنفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج میکردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام... اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن...
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار
جمع شد و برای پیرزن فرستادند...
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.عید به پایانرسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا!
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...
البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان بیشرف اداره پست آن را برداشته اند ...!!!
چه قد جالب بود نه .............
قربون همهی شما
نیلوفر و غزل و فاطیما
نظرات ()
سلام به تمامی شما عزیزای گل
امروز توی کلاس بچه ها اینارو روی تابلو نوشته بودن منم برای شمانوشتم
بخونین بدنیس
نظر هم بدین .
1. در میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنهایی که با خود چتر می برند به خدا ایمان دارند.
2. شمع می سوزد و پروانه به دورش می چرخد...من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم...؟
3.شخصی می گفت من 16 سال دارم.بزرگی به او خرده گرفت که نباید بگویی 16 سال دارم، باید بگویی آن 16 سال را دیگر ندارم !
4.در زندگی مثل زودپز باش هر وقت جوش آوردی در کمال آرامش سوت بزن...!
ایناروهم توی نمیدونم کدوم دفتر دوستم نیلو خوندم.....
یک زندگی مطالعه نشده ،ارزش زیستن ندارد .
سقراط
کسی که دارای عزمی راسخ است ،جهان را مطابق میل خویش عوض می کند.
(( گوته Goethe ))
بیش از حد لازم مهربان باش .
جکسون بروان
اهل بازار بر این باور اشتباهند که فرهنگ را هم می شود با زمان بندی دگرگون ساخت !.
(( ارد Orod ))
افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند.
محمد حجازی
چاپلوسی هم گوینده و هم شنونده رافاسد می کند.
دیل کارنگی
معنی حیات را درزیبائی و قدرت اراده باید جستجو کرد.
ماکسیم گورکی
برای آنکه عمر طولانی باشد، باید آهسته زندگی کنیم.
سیسرون
شمشیری علیه مهربانی وجود ندارد.
ضرب المثل ژاپنی
وقتی ناگهان رخداد مهمی از درون دیوان سالاری کشور به رسانه ها کشیده می شود ، نکته بسیار مهم تری از دید همگان پنهان می گردد .
(( ارد Orod ))
رضایت وجدان تنها پس از انجام وظیفه است.
اسمایلز
ارزش اخلاقی ، بسته به تعداد وظایفی است که انسان انجام می دهد.
(( مترلینگ Maeterlinck ))
کسی داناست که می داند هیچ نمی داند.
ضرب المثل فلسطینی
سعادت دیگران ، بخشی مهم از خوشبختی ماست.
رنان
با مردمان نیک معاشرت کن تا خودت هم یکی از آنان به شمار روی.
ژرژ هربرت
اهل سیاست پاسخگو هستند ! البته تنها به پرسشهایی که دوست دارند ! .
(( ارد Orod ))
آن زنده که کاری نکند ، مرده به از اوست .
ضرب المثل ایرانی
با دلسوزی و احترام بیشتری نسبت به دیگران رفتار کنید .
(( رابینز Robbins ))
هنگامی که منتظرید دیگران هیجان را به زندگی شما بازگردانند ، برای تولید عشق و شور و نشاط به آنان وابسته می شوید و تماس خود را با منبع عشق درون خود از دست می دهید .
(( دی آنجلیس B. De Angelis ))
با تقوی و خوبی می توان سعادت آفرید.
زنون
مرور زمان به خودی خود بسیاری از نگرانی ها را ازبین می برد.
دیل کارنگی
آدمهای پلیدی هستند که با زمان سنجی مناسب ، از نگرانی های همگانی بهره می برند و خود را یک شبه رهایی بخش مردم می خوانند .
(( ارد Orod ))
امکانپذیر است که یک میلیون حقیقت را در مغز انباشت ولی هنوز بیسواد بود.
آلک بورن
عصاره همه مهربانی ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند.
کریستوفر مارلو
انسان در همان لحظه که تصمیم می گیرد آزاد باشد ؛ آزاد است.
ولتر
مردی که لبخند به صورت ندارد نباید دکان باز کند.
ضرب المثل چینی
وظیفه چیزی است که از دیگران انتظار انجامش را داریم.
اسکاروایلد
همیشه آن که با شما هم آوا می شود و سخن شما را بازگو می کند نمی تواند هم اندیش شما نیز باشد .
(( ارد Orod ))
اندیشه کنید زیرا اندیشه کردن مایه زنده دل بودن مردم است.
(( ناپلئون بناپارت Napoleon ))
تعلل و عقب انداختن کارها، یکی از شایع ترین راههای فرار از رنج است.
(( رابینز Robbins ))
هر چه بیشتر عشق بورزید دیگران نیز مجوز آن را خواهند یافت تا عشق بیشتری به شما و نیز دیگران بورزند .
(( دی آنجلیس B. De Angelis ))
از آهسته رفتن نترس ، از بی حرکت ایستادن بترس .
مثل چینی
دوست مثل پول ، بدست آوردنش از نگه داشتنش آسان تر است.
باتلر
چه بسیار آدمیان نادانی که مهربانی شایستگان را بر نمی تابند آنها در نهایت یا به بردگی تیزدندانان گرفتار آیند و یا چهره زشت تنهایی را آشکارا ببینند .
(( ارد Orod ))
خنده کوتاهترین فاصله بین دو نفر است .
ویکتور هوگو
دوستان را در خلوت توبیخ کن و در ملاءعام تحسین .
اسکاروایلد
خود را در حالت تسلط بر حوادث ببینید، بشنوید، و احساس کنید. تا اینکه احساسی از اعتماد بصورت شرطی در شما بوجود آید و یقین کنید که با اعتماد به نفس و قدرت می توانید با هر اتفاقی مقابله کنید.
(( رابینز Robbins ))
نظرات ()سرد و ساکت بود خانه
قربانتان سارا
خالی از رویا
عاری از یک لحظه ای زیبا
پر ز حسرت بود خانه
حسرت دیدار
حسرت یک لحظه گفتار
و دمی تکرار
خانه دیگر مثل سابق نیست
در میان خانه دیگر آن زن پر کار و لایق نیست
آن زن پیری که عمرش را
وجودش را
جوانی و
تمام تار و پودش را
فدای دیگران کردست
وای دیگر نیست
دیگر نیست
آن والا ترین مادر
آن عزیز و مهربان یاور
او که بر غم های ما غمخوار
او که باشد چون گلی بی خار
خسته از دنیای پر ز درد
خفته اینک زیر خاک سرد
خانه هم می گرید از این درد
آینه دیگر نمی خندد
و برای آخرین لحظه
گویمت مادر برزگم
جای تو خالیست
یاد تو باقیست. . .
نظرات ()سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و
لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس ، کز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریک
چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
مسیحای
جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان
بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ،
بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است
سلامت
را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
اخوان ثالث
نظر بدین البته اگه دستتون درد نمیگیره
نیلوفر و زینب و فائزه
قربانتان
تا بعد
خداحافط
رفتیم
خوب باشه می ریم دیگه
چرا گریه میکنین
بای بای
نظرات ()به نام خدا
اجزای تشکیل دهنده هوای پاک و خشک در سطح زمین بر حسب درصد حجمی
|
اجزای عمده |
درصد جسمی |
|
نیتروژن |
08/78 |
|
اکسیژن |
95/20 |
|
اجزای غیر عمده |
درصد جسمی |
|
ارگون |
934/0 |
|
دی اکسید کربن |
0314/0 |
|
اجزای ناچیز |
درصد جسمی |
|
نئون |
001818/0 |
|
هلیوم |
000524/0 |
|
متان |
0002/0 |
|
کریپتون |
000114/0 |
|
اکسید نیترو |
000025/0 |
|
هیدروژن |
00005/0 |
|
گزنون |
0000087/0 |
|
دی اکسید گوگرد |
00000002/0 |
|
دی اکسید نیتروژن |
00001/0 |
|
آمونیاک |
000001/0 |
|
منواکسید کربن |
000012/0 |
تهیه کننده :
نیلو nilou36
نظر بدین بد نیس
نظرات ()با سلام به شما عزیزای گل گلاب
برای آشنایی شما از ادبیات پایداری شعر یرو انتخاب کردو امید وارم خوشتون بیاد.....اگر خوندین و دلتون خواست نظر بدین ..باشه؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!
فروغ
نمونه از شعر ادب و پایداری
« زن با ضعف و بیماری پوشانیده شده
ازسرتا به پا در شرم مستغرف است
گیج و خسته و درد آلود قدم برمی دارد
چهره اش آیینه اندوه و خشم
شعله ایی که از دلش زبانه میکشد
اشک دیدگانش را می خشکاند
و چشمانش را خالی و تهی می سازد»
«از کامل سلیمان،شاعر لبنانی»
نظرات ()سلام به شما عزیزان
امروز این متنو خوندم .خیلی ازش خوشم اومد دوست دارم شما هم بخونیدش..
نظر یادتون نره ....................... « نیلو(nilou36) »
این متن برای آشنایی شما با ادبیات جهانی قسمتی از کتاب رودخانه پیدرا اثر پائولوکوئیلو را می خوانیم:
«من نشستم و گریستم.افسانه ها می گویندکه هر چه در آب های این رود خانه بیفتد ،چه برگ ،چه حشره،چه پر یک پرنده ،همه چیز در بستر این رودخانه به سنگ بدل می شود.آه حاضرم هر چه دارم بدهم تا بتوانم قلبم را از سینه بیرون بکشم و آن رادر رودخانه پرتاب کنم ......آن گاه دیگر نه رنجی میماند،نه افسوسی . نه خاطره ای . در ساحل رودخانه "پیدرا" نشستم و گریستم.سرمای زمستان باعث شد که اشک هایم را روی گونه هایم احساس کنم آن ها با آب های سردرودخانه ی پیدرا در آمیختند و گذشتند.در جایی این رودخانهبه رودی دیگر می پیوندد و باز به رودی دیگر تا جایی که بس دور از چشمان من و قلب من همه ی آب ها با دریا در آمیزند..... مدت زیادی است با این همه فقط یک هفته بیشتر نیست که من عشقم رابازیافتم و از دستش دادم. او میگفت سعی کن فقط زندگی کنی . به خاطر آوردن سهم پیرهاست.شاید عشق مارا پیش از وقت پیر میمکند و هنگامی جوان میکند که جوانی از دست ما رفته است.اما چطور میشود آن لحظات را به یاد نیاورد..برای این است کهمینویسم برای این که غم را به حزن تبدیل کنم و تنهایی را به خاطره ،برای این که وقتی دستانم تمام شد آن را به رودخانه پرتاب کنم .آن وقت همان طور که یک قدیسه گفته است آب ها آنچه که آتش نوشته است خاموش خواهند کرد
همه ی داستان های عاشقانه شبیه هم اند.............» پائولوکوئیلو
نظرات ()شعری در وصف ولادت حضرت علی
بردختر اسد گه زادن نیاز شد خلوتگهی ، که بار خدا چاره ساز شد
بگشود درب خانه ی خودرا به روی او در کعبه رفت فا طمه ودر ،فراز شد
بر مادر علی بشد آن قبله قابله لیکن ندانم از چه فراهم جهاز شد
من در شگفتم آنکه در آن میهمانسرا کی بود میهمان ،و که مهمان نواز شد!
از بطن او علی چو در آن خانه راه یافت رو بر زمین به رسم ادای نماز شد
در روز گار غیر علی خانه زاد کیست تنها همو به فخر، از این امتیاز شد
او بود خرد سال و پدر را ز دست داد اما ز مهر ختم رسالت به ناز شد
چندان ز ابن عم گرامی گرفت درس تا با کتاب وحی خدا همتراز شد
فرقی که ماند اینکه محمد رسول بود او بر خلافت نبوی سر فرازشد
دانای وحی گشت چو فرزند افدرش وز کائنات با خبر از رمزو راز شد
درب علوم دین نبی با زبان او بر روی مردمان خرد مند باز شد
آنسان بپروراند پر و بال و جسم وجان تا در شکار زاغ و زغن شاهباز شد
تیغش که بهر دین سپری جانپناه بود بر شرک و کفر شعله وری جانگذاز شد
با ذوالفقار -دست خدا -در گه نبرد چون شیر شرزه حمله وری یکه تاز شد
کوتاه کرد دست بداندیش دین ستیز تا دست او به تیغ دو پیکر دراز شد
در روز فتح مکه - بتان کرد واژگون آن گه که روی دوش پیمبر ، فراز شد
این بود کز تلالویءنوری فراز نور شد خیره چشم ظلمت و در احتراز شد
جای نبی هماره برازنده علیست زانگه که او به بستر احمد به راز شد
میلاد او به مردم دنیا خجسته با د آنسان که کار دین زوجودش به ساز شد
نا ظم !چه غم که در بگشایند بر بهشت بر هر که مهر حضرت مولا جواز شد
نظر بدین ممنون دار میشم
تهیه کننده:
نیلوفر
نظرات ()سَرَطان (به پارسی سره: چَنگار) یعنی رشد، تکثیر و گاهی انتشار غیر طبیعی سلولهای بدن. بدن انسان از میلیونها میلیون سلول تشکیل شده است که در کنار هم، بافتهایی مانند ماهیچه ها، استخوان و پوست را میسازند. بیشتر سلولهای طبیعی بدن در پاسخ به تحریکاتی که از داخل و خارج بدن به آنها وارد میشود، رشد و تولید مثل میکنند و در نهایت میمیرند. اگر این فرآیند در مسیر تعادل و صحیح خود اتفاق بیفتد، بدن سالم میماند و عملکرد طبیعی خود را حفظ میکند. اما مشکلات، زمانی شروع میشود که برخی از ژنهای یک یاخته طبیعی دچار جهش شده و سلول به یک سلول سرطانی تبدیل شود. سرطان یک بیماری صد در صد ژنتیکی است.ولی صد در صد ارثی نیست ومیتواند اکتسابی باشد.
یک یاخته طبیعی ممکن است بدون هیچ دلیل واضحی به یک سلول سرطانی تبدیل شود، ولی در اغلب موارد، تبدیل در اثر مواجهه مکرر با مواد سرطان زا مانند الکل و دخانیات صورت میگیرد. شکل ظاهری و نیز عملکرد سلولهای سرطانی شده با سلولهای طبیعی تفاوت دارد. جهش یا تغییر ایجاد شده در DNA یا ماده ژنتیکی سلول اتفاق میافتد. DNA همان مسئول کنترل شکل ظاهری و عملکرد سلول است. وقتی DNA یک سلول تغییر میکند، آن سلول با سلولهای سالم کنار خود تفاوت مییابد و دیگر کار سلولهای طبیعی بدن را انجام نمیدهد. این سلول تغییر یافته از سلولهای همسایه اش جدا میشود و نمیداند چه زمانی رشدش باید به پایان برسد و بمیرد. به عبارت دیگر سلول تغییر یافته از دستورها و علائم داخلی که سلولهای دیگر در کنترل آنها هستند، پیروی نمیکند و به جای هماهنگی با سلولهای دیگر خودسرانه عمل میکند.
این سلول جهش یافته تقسیم و به 2 سلول جدید " جهش یافته " تبدیل میشود و این فرآیند به همین ترتیب ادامه مییابد تا همان یک سلول به تودهای از سلولها که تومور نامیده میشود، تبدیل میگردد. گاهی این تومورها خوش خیم بوده و رشد نمیکنند. ولی در صورتی که سلولهای تومور رشد کنند و تقسیم شوند و سلولهای طبیعی اطراف خود را از بین ببرند و به نقاط دیگر بدن هم دست اندازی کنند، تومور بدخیم محسوب میشود. بزرگترین خطر تومورهای بدخیم، توانایی آنها در حمله به بافتهای سالم و پخش شدن در بدن است. هر چه تومورها رشد کنند و بزرگتر شوند، جلوی رسیدن مواد غذایی و اکسیژن را به سلولهای سالم میگیرند و با پیشرفت سرطان، سلولهای سالم میمیرند و عملکرد و سلامت بیمار از بین میرود. اگر جلوی این فرآیند گرفته نشود، سرطان به مرگ میانجامد.
انواع سرطانها
اغلب سرطانها به سه دسته تقسیم میشوند:
کارسینوما: شامل سرطانهایی میشود که از سلولهایی که سازنده پوست هستند (مثل سرطان پوست) و یا لایه داخلی اعضا را میپوشانند (مثل سرطان ریه) و یا سازنده غدد هستند (مثل سرطان سینه) منشا میگیرد.
سارکوما: این دسته سرطانهایی هستند که از بافت همبند مثل غضروف، استخوان و ماهیچه منشاء میگیرند. از این رو سرطان استخوان یا سرطان ماهیچه را در هر نقطه از بدن سارکوما میگویند.
لوسمی و لنفوماها: شامل سرطانهایی است که از سلولهای تشکیل دهنده خون و سلولهای ایمنی منشاء میگیرد.
در کشورهای غربی، سرطان پوست شایعترین سرطان است و پس از آن سرطان سینه، شش، پروستات، روده بزرگ، مثانه و رحم قرار دارد.
دانشنامهٔ رشد
تهیه کننده:
نیلوفر
نظر یادتون نره
نظرات ()خواهرم در کوچه آرایــــش نکن از جــــــــوانان سلب آسایش نکن
گیسوان از روسری بیرون مریز بر مسیر ابــــــروان افشان مریز
خواهرم دیگر تو کودک نیســـتی فاش گویم عــــروســـــــک نیستی
خواهرم این لباس تنگ چیست؟ پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟
خواهرم اینقدر طنازی نکـــــــن با امور شرع لجـــــــــبازی نکن
در امور خویش سر گردان مشو لایق چشمان نامردان مــشــــــــو
نویسنده: nilou36
نظر یادتون نره
نظرات () حجاب برتر
چادر زن تاج سلطانی بود حافظش از شر شیطانی بود
چادر زن برهوس غالب شود عزت زن را زحق طالب شود
چادر زن کیمیای غیرت است چون نشان غیرت ملیت است
از برون شرح درونی میدهد خشم دشمن را فزونی میدهد
صرفه دارد بهر زن در اقتصاد صرفهاش باشد عیان از صد جهات
بر سر زن هست مانند سپر حافظ زن هست هنگام خطر
غنچهای تا هست پنهان در حجاب میکند از او خزان هم اجتناب
تا نقابش باز از سر میشود با نسیمی زود پرپر میشود
حفظ چادر هست شیرینتر زجان بهر ایرانی زعهد باستان
حفظ چادر بهر زنها جوشن است تیرجانسوزی به چشم دشمن است
حبل عصمت را بود چادر کره پوشش اندامن را باشد زره
حفظ چادر مایه وارستگی است جسم زن را حافظ برجستگی است
زن بود گل، چادرش خار بدان حافظش باشد زچشم این و آن
هرچه زن را برتری باشد حجاب حرکتش دارند برتر شیح و شاب
حفظ استقلال زن در چادر است کوکب اقبال زن در چادر است
خصم پندارد که با فرهنگ خویش میکند تحمیل بر زن ننگ خویش
غافل از آنکه زنان ما گلند برمقام حفظ عصمت سنبلند
نظرات ()عطارد یا تیر نخستین و نزدیکترین سیاره منظومه شمسی به خورشید است. از نظر اندازه نسبت به دیگر سیارات بعد از پلوتو کوچکترین آنها نیز به حساب می آید. قطر آن 4880 کیلومتر است. این سیاره در یک مدار بیضی شکل به دور خورشید می گردد که خروج از مرکز آن 0.2506 است. نزدیکترین فاصله آن از خورشید تنها 9/45 میلیون کیلومتر دورترین فاصله آن 7/69 میلیون کیلومتر فاصله دارد. لذا همواره در اطراف خورشید حضور دارد و برای ما تنها در هنگام طلوع و غروب قابل رویت است. این سیاره بسیار گرم است و درجه حرارت سطح آن در هنگام روز به حدود 427 درجه سانتیگراد و در شب به 173 درجه زیر صفر کاهش می یابد. عطارد هر 88 روز یک بار یک دور به گرد خورشید می چرخد ( دوره تناوب نجومی ). در حالی که در مدت 5/58 روز یک دور به دور خود می چرخد ( حرکت وضعی ). در عطارد هیچ گونه جوی وجود ندارد، ولی برخی مطالعات وجود مقدار کمی گاز هلیوم را که گفته می شود از طریق بادهای خورشید به گرد این سیاره قرار گرفته اند اثبات می کند. شکل ظاهری این سیاره بسیار آبله گون است و چهره ای شبیه به کره ماه دارد.
حفره های کوچک ویا بزرگ بسیاری در سطح آن دیده می شود که حکایت از برخورد شهاب سنگهای کوچک و بزرگ دارد البته قطر برخی از دهانه ها به ده ها کیلومتر می رسد. برخی از این دهانه ها محل خروج مواد مذاب است که امروزه با سنگهای مذاب پر شده اند و مانند کوه های آتشفشانی هستند.
گرچه از گذشته نسبتاً دور، این سیاره با کمک تلسکوپ مورد مطالعه قرار می گرفت، ولی از سال 1974 میلادی با پرواز سفینه مارینر 10 از کنار عطارد چندین هزار عکس از دشتهای مسطح و گودالهای کم و بیش بزرگ، به ایستگاه های زمینی مخابره شد. مارینر 10 میدان مغناطیسی ضعیفی حدود 1 درصد میدان مغناطیسی زمین را در اطراف این سیاره کشف کرد. این سیاره به علت گرمای زیاد در روز و دمای بسیار پایین در شب و نبود جو و نداشتن آب به شکل مایع در سطح یا عمق آن هیچ گونه امکانی برای پیدایش شکلی از حیات ایجاد نکرده استدر عین حال عطارد هیچ قمر ی ندارد. در این حالت سنگهای این سیاره به شدت منبسط می شوند و پس از غروب آفتاب و شب طولانی آن دما به شدت پایین می رود. علت آن هم نبودن جو در اطراف این سیاره است که دما را تعدیل نمی کند. سرد و گرم شدن سنگها در شب و روز و استمرار این امر طی قرون و اعصار تنها یک نوع فرسایش مکانیکی در سطح این سیاره به وجود می آورد. که به متلاشی شدن سنگها می انجامد. اختلاف دما در دو سوی این سیاره در میان سیارات منظومه شمسی منحصر به فرد است.
تنها طوفانهای مغناطیسی از سوی خورشید مقداری اتم های هلیوم باردار را در اطراف میدان مغناطیسی این سیاره به دام انداخته و فشار جوی ناچیزی (به میزان کمتر از یک میلیاردیم فشار جوی زمین) ایجاد کرده است. برای خنثی کردن جاذبه سطحی این سیاره در خارج شدن از سطح آن تنها به سرعتی به اندازه 4.25 کیلومتر بر ثانیه نیاز است. در حالی که در مورد زمین این مقدار حدود 11 کیلومتر بر ثانیه می باشد که به این سرعت سرعت گریز می گویند.
نام کوئی پر، کاوشگر نامی سیارات نیز به یکی از گودالهای بزرگ سیاره عطارد به قطر 25 کیلومتر تعلق یافته است.
دانشمندان معتقدند بر اثر برخورد سهمگین یک شهاب سنگ با این سیاره در گذشته بسیار دور، امروزه در نقطه مقابل این برخورد رشته کوه هایی ظاهر شده اند. در هر حال شهاب سنگها سطح این سیاره را در امان نگذاشته اند. محل اصابت این برخورد عظیم که امروزه رشته کوههای بلند و مدوری آن را احاطه کرده که به حوضه کالوریس به قطر 1300 کیلومتر شهرت یافته است. چگالی این سیاره به میزان 4/5 گرم بر سانتیمتر مکعب تخمین زده شده که اندکی بیشتر از چگالی زمین است. این حقیقت دانشمندان را بر آن داشته است که تصور کنند مرکز این سیاره از فلزات سنگینی مانند آهن تشکیل شده است که با توجه به حرکت آرام چرخشی این سیاره به دور خود میدان ضعیف مغناطیسی در خود ایجاد کرده است. فشار بادهای خورشیدی این میدان ضعیف را در جهت مقابل به خورشید بسیار فشرده کرده و در پشت آن بسیار گسترانده است. گروهی دیگر از دانشمندان پیدایش میدان مغناطیسی در عطارد را به وجود میدان مغناطیسی سنگواره ای نسبت می دهند که از روزگاران قدیم حاصل شده و باقی مانده است. در هر حال علت واقعی این میدان معلوم نیست.
ویژگیهای عطارد
همان گونه که قبلاً اشاره شد عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید است که در کنار جرم بزرگی به نام خورشید با آن جاذبه وحشتناکش قرار گرفته است. عطارد برای آن که در دل خورشید سقوط نکند و جذب آن نشود دست به مقابله زده است. برای این کار عطارد با سرعت سرسام آوری به گرد خورشید می چرخد و سریعترین سرعت چرخشی به دور مرکز منظومه شمسی را از آن خود کرده است. این سرعت به حدی است که یک سال این سیاره کمتر از سه ماه به طول می انجامد. مدار این سیاره بیضی شکل است و با فاصله اندکی (به طور متوسط 9/57 میلیون کیلومتر) از خورشید و از روی زمین این سیاره در اطراف خورشید دیده می شود. گاهی کمی بعد از غروب خورشید در بالا دست خورشید و زمانی که به آن سوی این ستاره می رسد قبل از طلوع آفتاب در بالای افق شرقی دیده می شود.
حداکثر فاصله زاویه ای که این سیاره با خورشید دارد حدود 28 درجه است ( از دید زمین ). هنگامی که زاویه کشیدگی این سیاره در حدود 10 درجه است، از درون تلسکوپ به صورت هلال باریکی دیده می شود. لیکن زمانی که می خواهد از پشت خورشید عبور کند قرص روشن خود را به ما نشان نمی دهد. با توجه به 7 درجه انحراف مدار گردش این سیاره به دور خورشید این سیاره در هر بار گردش از جلوی خورشید عبور نمی کند. بلکه از بالا یا پایین خورشید می گذرد. در طول 100 سال عطارد تنها دو بار همچون نقطه تاریک و سیاه رنگی از مقابل قرص خورشید عبور می کند. که به ترانزیت یا عبور معروف است که آخرین آن در سال 1383 بود.
نظر نظر نظر ........ بدبد
نویسندگان:
غزل
نظرات ()
چراسیاره زهره ابری است؟ وقتی از زمین به این سیاره نگاه کنیم ،جو پوشیده از ابر غلیظ هیچگونه شباهتی به ابرزمینی که از ذرات ریز آب تشکیل شده است ندارد . ابر های جو سیاره ی زهره متشکل از ذرات کوچک اسید سولفوریک می باشند که یکی ازقوی ترین اسیدهاست . گوگرد (سولفور) موجود در درجو ناشی از فوران آتشفشان هایی بوده است که طی سال های متمادی در سطح این سیاره فعال بودند. چرا سیاره ی زهره داغ است ؟ میانگین دمای سطح سیاره ی زهره کمی بیشتر از دو برابردمای یک اجاق گاز با شعله ی زیاد است . داغ بودن این سیاره به دلیل وجود دی اکسید کربن موجود در جوآن است که گاز بسیار سنگینی است وگرمارا در خود محبوس می کند . طی گذشت سالیان متمادی ، وجود این گاز موجب افزایش روزافزون دمای این سیاره که همانند پدیده های گل خانه ای گرمای بیشتری را جذب می کند . لایه های ابر غلیظ نیز به نوبه ی خود گرما را جذب ودر خود محبوس می کنند ودرنتیجه دمای سطح این سیاره رابه480 درجه ی سانتیگراد می رسانن نظر یادتون نره نویسنده : Nilou36
نظرات ()سیستم استاندارد بینالمللی واحدها
سیستم استاندارد بینالمللی واحدها (International System of Units) که معمولاً با عناوین «سیستم متریک» یا «سیستم SI» شناخته میشود، دستگاه بینالمللی استانداردشدهای برای سنجش کمیتها بر حسب یکاها (واحدها) است. این سیستم در سال ۱۹۶۰ بنیانگذاری شد.
واحدهای اصلی
واحدهای اصلی این سیستم عبارتاند از :
واحدهایی هستند که از ترکیب چند واحد تشکیل شدهاند؛ مانند متر بر ثانیه برای سنجش سرعت. در اصل در اینجا سرعت بهعنوان کمیتی بر حسب طول و زمان (یعنی به شکل مقدار طول طیشدهٔ مشخص در مدت زمان مشخص) بیان میشود.
از دیگر واحدهای فرعی میتوان به درجه سلسیوس که برای سنجش دما بکار میرود نام برد. این واحد نیز با استفاده از یک رابطهٔ خطی قابل تبدیل به/از درجهٔ کلوین است.
نظر یادتون نره
نویسندگان:
فروغ
نیلوفر
نظرات ()حتما نظر بدید ............................
مقدمه
خورشید ستارهای است از ستارگان رشته اصلی که 5 میلیارد سال از عمرش میگذرد. این ستاره کروی شکل بوده و عمدتا از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. وسعت این ستاره 1.4 میلیون کیلومتر (870000 مایل) است. جرم این ستاره 7 برابر جرم یک ستاره معمولی بوده و همچنین 750 برابر جرم تمام سیاراتی است که به دورش میچرخند. در هسته خورشید ، جرم توسط واکنشهای هستهای تبدیل به تشعشعات الکترومغناطیسی که نوعی انرژی هستند، میشود. این انرژی به سمت بیرون تابانده شده و باعث درخشنگی خورشید میگردد. سایر اجسام آسمانی موجود در منظومه شمسی که توسط جاذبه خورشید در مدارهایشان قرار گرفتهاند نیز گرمایشان را از این انرژی میگیرند.
|
|
مواد تشکیل دهنده خورشید حالت گازی دارند، بنابراین خورشید محدوده دقیق و معینی نداشته و مواد اطراف آن بتدریج در فضا منتشر میشوند. اما چنین به نظر میرسد که خورشید لبه تیزی داشته باشد، چرا که بیشتر نوری که به زمین میرسد از یک لایه که چند صد کیلومتر ضخامت دارد ساطع میشود. این لایه فوتوسفر نام داشته و به عنوان سطح خورشید شناخته شده است. بالای سطح خورشید ، کروموسفر یا رنگین کره و هاله خورشیدی قرار دارند که با همدیگر جو خورشید را تشکیل میدهند.
مرکز خورشید مانند کورهای هستهای است با دمای 15 میلیون درجه سانتیگراد (27 میلیون درجه فارنهایت) که چگالیاش 160 برابر آب میباشد. تحت چنین شرایطی هستههای اتم هیدروژن باهم ترکیب شده و تبدیل به هستههای هلیووم میشوند. در این حین، 0.7 درصد جرم ترکیب شده ، تبدیل به انرژی میشود. از 590 میلیون تن هیدروژنی که در هر ثانیه در مرکز خورشید ترکیب میشوند، 3.9 میلیون تن به انرژی تبدیل میشود. این سوخت هیدروژنی ، تا 5 میلیارد سال دیگر دوام خواهد داشت. مسیر نامنظم 2 میلیون سال طول میکشد تا انرژی تولید شده در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت نور و گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه ، این انرژی به زمین میرسد.
هنگامی که خورشید منبسط می شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود، قطرش حدود 150برابر بزرگتر خواهد شد. گازهای منبسط شده و داغ، رنگ زرد و حرارت خود را از دست داده و قرمز رنگ و سرد خواهند شد. اما بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید،درخشندگی آن 1000برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع خواهد کرد.
|
|
زبانهها و شعلههای خورشیدی
زبانه حلقوی در شکل پایین ، خطوط میدان مغناطیسی ، دو لکه خورشیدی را به هم متصل کرده است. در سال 1973 ، یک زبانه خورشیدی (سمت چپ تصویر) 000/588 کیلومتر (365.000 مایل) از سطح خورشید را پوشاند. اغلب فعالیتهای شدید خورشید در نزدیکی لکههای خورشیدی رخ میدهند. شعلههای خورشیدی ، جرخههایی از انرژی هستند که عمر چند ساعته دارند، این شعلهها هنگامی بوجود میآیند که مقدار زیادی انرژی مغناطیسی بطور ناگهانی آزاد شود. زبانههای خورشیدی ، فوارانهایی از گاز مشتعل هستند که ممکن است صدها هزار کیلومتر در فضا پیش بروند. میدان مغناطیسی خورشید میتواند زبانههای حلقوی را هفتهها در فضا پیش بروند معلق نگاه دارد.
باد خورشیدی
هاله (جو بیرونی) خورشید حاوی ذراتی است که انرژی کافی برای فرار از جاذبه خورشید را دارند. این ذرات بصورت مارپیچی با سرعتی معادل900 کیلومتر (560 مایل) در ثانیه از خورشید دور شده و باد خورشیدی را بوجود میآورند. این ذرات در همان مسیرهای میدان مغناطیسی خورشید حرکت میکنند و از آنجا که دارای بار الکتریکی هستند، منظومه شمسی را پر از جریانات الکتریکی میکنند. ناحیه فعالیتهای خورشیدی ، هلیوسفر (کره خورشیدی) نامیده میشود. باد خورشیدی در هر ثانیه حدود یک میلیون تن هیدروژن حورشید را از بین میبرد. 100000 میلیارد سال طول خواهد کشید تا باد خورشیدی تمام جرم خورشید را در فضای بین سیارهای پخش کند، اما طول عمر طبیعی خورشید فقط 10 میلیارد سال است.
|
|
|
مسیر نامنظم |
چرخهها و لکههای خورشیدی
حرکت وضعی خورشید باعث ایجاد میدان مغناطیسی میشود، مناطق استوایی خورشید سریعتر از مناطق قطبی آن چرخیده و این امر باعث میشود که خطوط میدان مغناطیسی درون خورشید حلقه بزنند. این خطوط در صورت خروج از سطح خورشید ، باعث فعالیتهای خورشیدی نظیر لکههای خورشیدی ، شعلهها و زبانههای خورشیدی میشوند. این فعالیتها ، بخصوص لکههای خورشیدی ، چرخهای 11 ساله دارند.
مرگ خورشید
5 میلیارد سال بعد ، بیشتر هیدروژن موجود در هسته خورشید گداخته شده و صرف تهیه هلیوم خواهد شد. در آن زمان ، جاذبه باعث انقباض هسته شده و فشار ، دمای آنرا افزایش خواهد داد. هیدروژن شروع به سوختن در پوسته اطراف هسته خواهد کرد. انرژی حاصل از این گداخت هستهای در پوسته ، باعث انبساط لایههای خارجی خواهد شد و سیارات عطارد و زهره را ذوب میکند و آنها را در بر میگیرد. انبساط خورشید تا مدار زمین متوقف شده و حرارتش تمام موجودات زنده را از بین میبرد. بعد از آن خورشید تبدیل به یک غول سرخ میشود. سپس ، لایههای خارجی در فضا پخش شده و یک سحابی سیارهای تشکیل خواهند داد. هسته نیز بصورت یک ستاره کوتوله سفید باقی مانده و بتدریج از بین خواهد رفت. پس میتوان گفت که با فرا رسیدن مرگ خورشید ، مرگ زمین و تمام موجودات این سیاره فرا میرسد.
نظرات ()لحظه دیدار نزدیک است
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد دلم ،دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم.
های نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ!
های !!نپریشی(پریشان نکنی )صفای زلفکم رادست!
و آبرویم را نریزی ، دل!
لحظه دیدار نزدیک است...…
اخوان ثالث
نظر بدید
نظرات ()با عرض سلام و خسته نباشید به شما عزیزان .
لطفا ایمیل خود را برای ما بفرستید تا شما را از مطالب علمی باخبر سازیم . درضمن اگر مطالب جدیدی علمی دارید برای ما ارسال کنید
با نام خودتان درج مینیکم
باتشکر از شما
نظرات ()